دخترم 1000 روزه شد


امروز دخترم 1000 روزه شد
هزار صبحه که با صدای نفسهاش بيدار می شم
هزار شبه که با لالايي شب مهتاب می خوابونمش
هزار روزه لحظاتم پر شده از طنين شادی و غمش و هزار روزه قلبم برای پاره تنم می تپه
هزار روزه مادرم و هزار روزه که قدر مادرم رو 1000 برابر بيشتر می دونم و خوب فهميدم تنها غمخوارم مادرمه و بس
هزار روزه که خدا بهم نعمتی داده که از شکرش عاجزم و هر روز به حرمتش شاهد معجزه ام...معجزه عشق ....معجزه مهر ...معجزه صبر ... معجزه ای که فقط من میدونم و خدا
و خدا
تازه فهميدم خدا فقط آسمون و نماز و روزه و قران نيست .....خدا تو نگاه کودکی ست که با همه پاکیش به تو هديه شده تا به قدرتش و اينکه دوست داره بيشتر ايمان بياری
خدا توی دستای دختری ست که محکم دستتو ميگره چون بهش الهام شده بعد خدا همين دو نفر رو داری
خدا توی بوسه ای که وقتی خسته میام خونه روی گونه م می زنه و میگه مامان (( دلم گرفته خسته ای ,, پاشو ))
و هزار بار باور دارم خدا همين جاست , نيازی به سفر نيست .
کافيست دل به او بسپاری و به ديدارش بروی
هليا دخترم اين هزار روز مبارکت باشه.


دخترم 1000 روزه شد 


